عروسی در میان ترکمن ها
مرحله ی ثوزآتماق
در این مرحله، پسری، دختری را برای زندگی مشترک خود می پسندد. بعد از پسند درباره ی دختر و خانواده ای او تحقیق می کنند. بعد از تحقیق و مورد تایید بودن، چند از نزدیکان پسر که معمولا مادر، خواهر، عمه، خاله است. به خانه ی دختر می روند.
مرحله ی ثوزآلماق
بعد از اولین مرحله، خانواده دختر کار تحقیق را شروع می کند. سرانجام در صورت رسیدن به جواب مثبت به خانواده ی پسر مژده می دهد
این مرحله از خواستگاری را که اعلام قبولی از طرف خانواده ی دختر است، اصطلاحا ثوزآلماق می گویند. در این مرحله تاریخ مرحله ی بعدی، یعنی مرحله ی «قاپی اچماق» نیز تعیین می شود.
مر حله ی قاپی آچماق
در این مرحله که مرحله آشنایی مقدماتی مادر، خواهر زن، زن عمو ها و زن برادر های داماد با اعضای خانواده عروس است. خانواده ی داماد با چند بسته شیرینی به خانواده ی پدری عروس می روند
مرحله ی دوزدادشماق / بله برون
دورداشماق یعنی نان و نمک یکدیگر را خوردن، یعنی نمک گیر یک دیگر شدن که نشان دارد از حرمت نان و نمک در نزد ترکمن ها.
در این مرحله که مرحله مقدماتی نامزدی است (بدون حضور دختر و پسر ) فقط زن های دو خانواده شرکت دارند و طرف داماد هدایایی را که برای عروس آینده ی خود آورده است، تقدیم می کند. ا این هدایا معمولا به شرح زیر است.
الف) یک تخته روسری ترکمنی به نام یایلیق.
ب) یک تخته روسری گلدار به نام چارقد. در قدیم به جای چارقد از یک نوع روسری ابریشمی – بافت ترکمن- به نام چأشو / چادر شب استفاده می شد.
ج) یک قواره پارچه پیراهنی
د) دو ظرف نان روغنی به نام های « قاتلاما ، بشمه»
مرحله ی آداماق / مرحله اول نامزدی رسمی
در این مرحله – که باز هم زنان دو طرف شرکت دارند – بزرگتر خانواده داماد ، نخی باریک و سیاه و سفید را که ب هم تابیده اند به گردن دختر حلق می کند. این نخ را « آلاجایوپ» می گویند.
آلاجایوپ نشانه یکی شدن دو شخصیت متضاد یعنی پسر و دختر است و نیز نشانه توافق آنها برای زندگی مشترک با حذف تضاد های رفتاری.
این مرحله را مرحله ی آداماق نامیده اند یعنی نامزد کردن دختر برای پسر ، بعد از این مراسم، دختر را « آداقلی »
می خوانند، یعنی دختری که نامزد دارد.
مرحله ی مال کثشمک / تعیین میزان مهریه
برای اجرای این مرحله، طرف داماد به طرف عروس خبر می دهد در این مجلس پس از پذیرایی با شیرینی و میوه از قصد و نیت مهمانان سوال می شود. آنها نیز قصد خود را آگاهی از میزان مهریه است ، بیان می کنند.
از این لحظه، چانه زدن ها بر سر میزان مهریه بین دو طرف در می گیرد و سر انجام به وجه غالب در بین مردم رضایت می دهند.
وجه مهریه در روز عروس کِشان یا – بنا به توافق – چند روز یا چند هفته قبل – البته همراه با عقد رسمی به صورت نقد به خانواده ی عروس پرداخت می شود.
مرحله قودابولماق / خنچه بردن – مرحله دوم نامزدی
یک یا چند روز و گاهی چند هفته قبل از جشن عروسی ، عده ای از زنان خانواده داماد با قرار قبلی برای اجرای مرحله دوم نامزدی به خانه ی پدر عروس آینده ی خود می روند و با این عمل ، و با این عمل قرابت سببی را صورتی رسمی تر می دهند. در این روز خانواده داماد هدایایی به عروس آینده ای خود تقدیم می کند ) نه به خود عروس بلکه به خانواده ی عروس ) به شرح زیر:
الف) دوازده عدد مجمه / مجمر : هر مجمه محتوی چهار قرص نان قاتلاما . هر مجمه به وسیله ی یکی از زنان فامیل حمل می شود.
ب) چهار عدد کله قند: این بخش ، از زمان پیدایش کله قند و هم زمان با شهر نشینی شدن ترکمن ها به مراسم قودابولماق اضافه شده است.
پ(دؤش: دؤش قسمتی از سینه و راسته ی گوسفند است که به شکل مثلث از بدن گوسفند جدا می شود و معمولا به وسیله زن برادر داماد ( گلّجه) حمل می شود.
ت) گوشواره و گردن بند طلا: این هدیه معمولا به وسیله بزرگترین عروس خانواده داماد، تقدیم می شود.
ث) ساعت مچی: این هدیه به وسیله ی یکی دیگر از زن برادر های داماد تقدیم می شود.
- اگر زن برادری باشد – این رسم قدمت چندانی ندارد.
ج) هدایایی از قبیل روسری، چارقد، کفش، پارچه ی پیراهنی و ...
چ) حلقه نامزدی: معمولا به وسیله مادر یا یکی از خواهران داماد، هدیه می شود.
مرحله ی اوربا یایراتماق
یک روز قبل از مراسم قودابولماق، مادر داماد جشن کوچکی با حضور زنان فامیل و همسایه ها ترتیب می دهد و از آن ها می خواهد تا او را در پختن نان روغنی « قاتلاما » یاری دهند. دراین جشن کوچک که آن را « اوربا یایراتماق » می نامند، یکی آرد را الک می کند، یکی دیگ بزرگ چدنی را بار می گذارد، یکی آرد را خمیر می کند، یکی خمیر را به صورت ورقه های نازک و مدور در می آورد. یکی این ورقه ها را به صورت چند لایه روی هم می گذارد. . .
خلاصه هر کس در حد توان و تخصص خود گوشه ای از کار را می گیرد. در نهایت دوازده عدد قرص نان روغنی «قاتلاما» را برای بردن به خانه ی عروس، کنار می گذارند. - در حالی که به سطح آن شکر پاشیده اند- و تعدادی نیز بین زنان حاضر به عنوان تبرک تقسیم می کنند.
ثاغت بل لِ مک / تعیین روز سعد برای عروسی
ثاغت بل لِ مک مراسم مختصری است در خانه ی پدری عروس که در آن، زنان دو خانواده(معمولا مادر، خواهر، زن برادر عروس و زن برادر داماد) تاریخ و روز عروسی را تعیین می کنند. این روز حتما باید یکی از روزهای سعد باشد.
ترکمن ها روزهای هر ماه قمری را که عدد آخر آن به 7 یا 9 ختم شود. از روزهای سعد می دانند که برای انجام اعمال خیر در نظر گرفته می شود. این روزها را اصطلاحا « ثاغتلی گون» می گویند.
مرحله کارت نویسی
این بخش نیز پدیده تازه ای است و از حدود 10 تا 15 سال پیش باب شده است. در این مرحله – که معمولا 2 هفته قبل از جشن عروسی است- داماد دوستان بسیار نزدیک خود را برای صرف شام دعوت می کند. بعد از شام با همکاری مهمانان، لیستی از اسامی کسانی که باید به عروسی دعوت شوند، تهیه می شود. بعد از تهیه ی لیست و بر اساس آن، کارت عروسی را می نویسند. این کارت ها، حدود یک هفته قبل از جشن عروسی توزیع می شود. در قدیم که صنعت چاپ وجود نداشت، کار دعوت حضوری بود.
مُصایب / مصاحب = ساقدوش
مصایب جوانی است هم سن داماد و نزدیکترین دوست او. در گذشته – حدود 40 سال پیش – مخارج شب عروسی – که پذیرایی از دوستان داماد است – به عهده ی مصایب بود و خانه پدری این دوست را به عنوان محل پذیرایی «مصایب جای » می گفتند.
اما امروزه ، جوان ترکمن ، راسا مخارج شب عروسی را عهده دار می شود
کُجه وه / کجاوه
کجه وه در گذشته های دور اتاقکی بود از جنس پارچه های رنگین و معمولا چهل تکه که آن را بر روی شتر یا گاری ( اسبی – گاوی) نصب می کردند و از درون و برون می آراستند. از این اتاقک برای انتقال عروس و ینگه های او به خاواده ی داماد استفاده می شد و از سقف آن زنگی از نوع جرس، شبیه ناقوس کلیسا می آویختند تا بر اثر حرکت شتر یا گاو به صدا در آید. صدای زنگ، بیانگر جشن و سرور و عروس کشان بود.
اما امروزه کجه وه اتومبیل های آخرین مدل است که به وسیله گل وگیاه و نوار های رنگین تزیینئ می شود و مرکب از دو دستگاه است یکی مخصوص عروس و دو تن از ینگه های او، دیگری مخصوص داماد و دوستانش.
متاسفانه امروزه با مدرنیزه شدن تمام زوایای زندگی ، نشانی از آن ساده زیستی دیروزی نیست. بدین جهت ترانه های کجه وه نیز از یاد ها رفته است
آن زمان که کجه وه اتاقکی چادری بر روی شتر بود و عروس را به خانه ی داماد می آورد، یکی از خواهران داماد یا نزدیکترین زن به داماد، با صدای بلند می خواند:
اؤل گلیان کجه وه اوون ثب دیدیم اجه مه
بارینگ آیدینگ دیدأمه قاراشثین گله جه مه
ترجمه: آن چه می آید کجه وه است. به مادرم گفتم: به کجه وه آرد بپاش.( آرد پاشیدن به کجه وه نشانه ی آرزو برای سپید بختی است)
به برادرم بگویید: منتظر گلجه باش.
و خواهری دیگری می خواند:
آق مایانینگ آغرامنی یؤل گؤتارر ان شاءالله
اؤز دوغانمینگ نازینی قیزگؤتأرر ان شاءالله
ناز شتر سفید را – که به آن کجه وه بسته اند- جاده تحمل می کند.
و ناز برادرم را عروس خانم، ان شاءالله
روز عروس کشان
در این روز، دوستان و آشنایانی که مایل به شرکت درکاروان عروس کشان هستند – معمولا جوان ترها- در ساعت مقرر که شب گذشته و در مصایب جای اعلام شده است، در محل خانه ی داماد حاضر می شوند و هر یک وسیله ی خاص خود را دارند (در گذشته، اسب و شتر، امروزه، انواع اتومبیل).
در این روز پارچه های روسری مانند یا حوله، به هر یک از شرکت کنندگان در کاروان عروس – به رسم تبرک- تقدیم می شود ( هم از طرف خانواده ی داماد در شروع حرکت کاروان به سوی خانه عروس و هم از طرف خانواده ای عروس در زمان انتقال عروس به خانه ی داماد). این کاروان مرکب از دو بخش است:
الف- کاروان داماد مرکب از جوان ها، زن ها، دخترها.
ب- کاروان آق سقال ها / ریش سفیدها.
کاروان ریش سفیدها حدود نیم ساعت قبل از کاروان داماد به عزم خانه ی پدری عروس حرکت می کند در حالی که یکی از ریش سفیدها مبلغ مهریه را که در مراسم «مال کثشمک» توافق شده است در کیفی قرار داده تا به خانواده ی عروس، تقدیم کند. ریش سفیدهای طرف عروس از این گروه استقبال می کنند و آنها را بر سر سفره ای می نشانند که از انواع میوه و شیرنی است.
پس از احوال پرسی و صحبت های مقدماتی، یکی از ریش سفیدهای طرف عروس به طرف های خانواده ی داماد می گوید:
« اوغری خایرلی / راه تان خیر باشد.»
طرف داماد جواب می دهد:
« اوغری خایرلی / راه مان خیر است.»
آنگاه مبلغ مهریه به ریش سفید طرف عروس تحویل می شود، او نیز پس از بررسی – اگر کم و کسری نداشته باشد- مبلغ جزئی از مبلغ مهریه – به عنوان تبرک- به ریش سفید طرف داماد بر می گرداند تا بین کاروان ریش سفید ها، تقسیم شود.
بعد از مقدمات فوق، اجازه ی انتقال عروس از خانه ی پدری به خانه ی داماد، صادر می شود و همگی مبارک باد می گویند و آخوند حاضر در مجلس، برای خوش یمن شدن این وصلت، آیاتی را از قرآن کریم تلاوت می کند. در این هنگام، گروه دوم نیز (کاروان داماد) هلهله کنان ورود خود را اعلام می کند و حامل هدایایی به خانواده ی عروس هستند.
مراسم دالاشماق
بعد از مراسم پذیرایی و رخصت ریش سفیدها، نوبت به عروس کشان می رسد تا عروس را به خانه ی داماد منتقل کنند. در این مراسم، یکی از زن های طرف داماد – که معمولا زن برادر اوست- به جانب عروس می رود، در حالی که یک قواره چاشو / چادر شب ابریشمین یا قرمز دؤن / پوششی ابریشمین و مجلل به دست دارد. (راجع به چاشو و قرمز دؤن به بخش پوشاک زنان و مردان مراجعه کنید). در این هنگام مجادله ای لفظی و مصلحتی بین او و یکی از زنان طرف عروس در می گیرد، بدین ترتیب:
زن طرف داماد: آمدیم که عروس را ببریم.
زن طرف عروس: نمی گذاریم، نمی گذاریم.
در این موقع یکی از زنان طرف داماد، خطاب به طرف عروس می خواند:
پنجارامیز آچیق دور اویمز دؤلی آشیق دور
قین گؤرماگین قوداجان قیزینگ أوزی عاشیق دور
ترجمه:
پنجره ما گشوده ایست و خانه پر از بجول (آشیق؛ کنایه از پسر بالغ)
ای قودا جان! دلخور نباش که دخترت عاشق پسر ماست. ( پس دخترت را خواهیم برد)
زن طرف عروس با شنیدن سخن فوق کوتاه می آید و می خواند:
شیله بولثا آلارثینگ کُجه وانگه سألار ثینگ
قیثغه بؤلدی دیلیمز آلداگیت گین قوداجان
ترجمه:
اگر چنین است – که می گویید- البته دختر را خواهید گرفت و در کجه وه خواهید گذاشت. زبان ما کوتاه است قودا جان! دختر را بگیر و با خود ببر.
پس از آن طرف داماد چاشو یا دون را بر سر عروس خانم می اندازد که نشانه ی پیروزی بر طرف عروس است. و به مادر عروس می گوید:
قودا جان! اکنون وقت آن است که با دخترت خداحافظی کنی و مادر رو به دخترش می گوید:
دخترم خداحافظ، خوشبخت باشی، قدمت در خانه ی جدید مبارک.
بعد از خداحافظی مادر با دختر، نزدیکترین زن به عروس – که معمولا خواهر یا زن برادر اوست – راه را بر زنان طرف داماد می بندد و می گوید: خلعت من کو؟
و با گرفتن هدیه ای – که معمولا یک قواره پارچه ی پیراهنی است – اجازه ی خروج می دهد، اما در مقابل کجه وه، یکی از برادران عروس منتظر است، او نیز با گرفتن هدیه ای (امروزه مبلغی در حدود 10 تا 50 هزار تومان است) و معمولا به وسیله ی برادر داماد یا یکی از دوستان او پرداخت می شود، اجازه می دهد که کجه وه و کاروان همراه آن، بی هیچ مانعی حرکت کند. این صحنه ی کشمکش بر سر میزان پولی که باد پرداخت شود نیز بسیار تماشایی است. پس از آن، کجه وه آماده ی حرکت می شود. تا به خانه ی داماد برود.
مراسم اوون ثپمک / مراسم آرد پاشی
وقتی که کاروان عروس به خانه ی داماد رسید، مادر داماد با کاسه ای آرد آن را متبرک می کند. این مرحله را اوون ثپمک می گویند.
مراسم پول ثچمک
پس از مراسم اوون ثپمک نزدیکان داماد بر سر عروس پول، نقل و نبات، می ریزند و گروهی نیز که معمولا مرد و از اقوام و دوستان نزدیک هستند – بر یک بلندی می روند و چیزی را در اندازه ی توپ تنیس یا ... در بین جمعیت حاضر در صحنه می اندازند و به آورنده ی شیء پرتاب شده، مبلغی پول که قبلا اعلام شده می دهند.این صحنه نیز مثل مراسم دیگر و کشمکشی که بر سر گرفتن اشیاء پرتاب شده در می گیرد بسیار لذت بخش است.
( امروزه مراسم پرتاب اشیاء به فراموشی سپرده شده، البته به نظر خودم فراموش شدن این مراسم به خاطر صدمه ای است که ممکن است در هنگام پرتاب به سر یا بدن افراد اثابت نماید و موجب زخمی شدن فرد بشود و یا هجوم افراد زیاد بر سر گرفتن شیئ که منجر شود برخی افراد زیر دست و پا بمانند.)
قاپی ثاقلاماق
« قاپی یا قاپو » به معنی « در » و « ثاقلاماق » به معنی حراست و نگهبانی است. در طول زمانی که مراسم پول ثچمک ادامه دارد، عروس را به اتاقی می برند که به عنوان حجله در نظر گرفته شده است. این اتاق یا « اُی / آلاچیق » را « اوره گی / حجله » می گویند و قبل از آمدن عروس، تحت اشغال چند زن جوان از خانواده ی داماد است. این زن ها تا زمانی که مبلغی را از ینگه های عروس نگیرند. اجازه دخول نمی دهند. این عمل آنها را قاپی ثاقلاماق می گویند – که البته کشمکش ینگه ها برا ی دخول عروس به حجله با طرف های داماد، از صحنه های تماشایی عروسی است.
ینگه های عروس در گذشته حداکثر 4 نفر بودند اما امروزه تعداد آنها را تا 10 یا بیشتر افزایش داده اند.
مراسم قیچی زدن
در « اُی / آلاچیق » یا اتاق مجاور اوره گی / حجله، عاقد و گروهی از ریش سفیدهای طرف داماد نشسته اند تا خطبه های عقد به وسیله ی روحانی محل، جاری شود. در طول مدتی که مراسم عقد در جریان است، هیچ کس حق ندارد به دیوار این اتاق و حجله گاه تکیه کند. این مراسم با قیچی زدن 4 نفر در چهار گوشه ی «اُی / اتاق» همراه است به این معنی که: « دست و زبان بدخواهان بریده باد ».
وکیل
اعلام رضایت عروس و داماد برای انجام مراسم عقد، در حضور عاقد صورت نمی گیرد بلکه برای هر یک، نماینده ای تعیین می شود که معتمد هر دو خانواده است. این معتمد را وکیل می گویند.
پس از اینکه که وکیل ها به حاضرین و ریش سفیدان معرفی شدند، روحانی محل که وظیفه ی عقد دختر و پسر را به عهده دارد از وکیل عروس می پرسد:
- شما در این محل چه کاری دارید؟
وکیل عروس با اشاره به وکیل داماد می گوید:
- از این آقا طلب دارم و باید هم اکنون طلب خود را بگیرم.
وکیل داماد با عصبانیتی ساختگی می گوید:
- من به شما بدهکار نیستم.
سپس مجادله ای لفظی بین آن دو در می گیرد و سر انجام با وساطت ریش سفیدها و تعارف شیرینی، این دعوای ساختگی فیصله می یابد و صیغه ی عقد جاری می شود پس از آن، حاضرین از آبی می نوشند که با جاری شدن صیغه ی نکاح، متبرک شده است و اصطلاحا « نکا ثو / آب نکاح » می گویند.
(امروزه با توجه به اینکه عقد دختر و پسر در دفاتر ازدواج انجام می شود، در همان جا نیز صیغه عقد نیز جاری می شود و مراسم قیچی زنی کمتر در عروسی ها انجام می شود.)
الدش دیرمک / مراسم دست به دست دادن عروس و داماد
در اولین روز ورود عروس و بعد از پایان مراسم عقد، در حضور جمعی از زنان دو طرف، دست عروس را در دست داماد می گذارند. در ضمن این مراسم، زنی از نزدیکان داماد، اشعاری را با صدای بلند و آهنگین می خواند که متضمن مسئولیت های دو طرف (عروس و داماد) در زندگی مشترک است.
مشهورترین اشعار این مراسم را در ذیل نقل می کنیم:
خطاب به داماد:
آلاجا کوینگ گیدرمه آرپا چورک ایدیرمه
توینیق لا، دپدیرمه آغیزلا، قاپدیرمه
دیه باشی، ایت دیرمه چوپرک یونگی دیت دیرمه
ترجمه:
پیراهن وصله دار نپوشان، نان جوین مخوران، مگذار که به آسیبی برسانند یا درشتی کنند. مگذار که شتربانی کند یا ریسنده ی پشم نامرغوب شود.
خطاب به عروس:
اوینگدن گلثه قاپارثینگ ایزنیگدن گلثه دپرئینگ
آشینگ کان دن بیشرگین قازان زوردن دوشیرگین
ترجمه:
با دشمن رو در رو مبارزه کن و به آدم های دو رو – که از پشت خنجر می زنند – قاطعانه پاسخ بده. در پختن غذا خسیس نباش بلکه همیشه دیگ را از مواد غذایی پرکن.
خطاب به داماد:
إلینه یؤزیک داقادینگ یوزینه گولوپ باقادینگ
ترجمه:
انگشتانش را با انگشتری طلا زینت بده و رفتارت با گشاده رویی همراه باشد.
خطاب به عروس:
قافی دن گلثنگ گولده گل الینگه اوغلان آلده گل
ترجمه:
وقتی به خانه آمدی خندان باش ( و برای شوهرت ) پسری بیار.
خطاب به داماد:
کِویش جیگنی شرفیلدادیپ گِزگندن بولماثین
آغز جیگنی مونگولدادیپ گپ گز دیرگن بولماثین
ترجمه:
امید است که کفش صدادار به پا نکند (کنایه از حرکات ناشایست)، بیهوده در خیابان ها پرسه نزند، بی مورد نخندد و خبرچین در و همسایه نباشد.
خطاب به عروس:
گلین بولوپ اوتیرمه یاغا بارماق باتیرمه
بوآوادان ییگیدی قاتی یردا یاتیرمه
ترجمه:
به عنوان عروس، بی کار و بی عار منشین، مواظب باش که انگشتانت در روغن داغ نسوزد. (مواظب عاقبت کارهای خود باش) و آسایش این جوان رعنا را فراهم کن.
اوجه آش
بعد از مراسم الدش دیرمه، مراسم اوجه آش برگزار می شود و آن، صرف صرف «چکدرمه» غذای سنتی ترکمن است که با برنج و گردن گوسفند تهیه می شود و مخصوص عروس و داماد است.
در این مراسم عروس و داماد به دهان یکدیگر لقمه می دهند و در پایان مبلغی پول در داخل ظرف می گذارند به عنوان هدیه عروس و داماد برای آشپز باشی.
(در برخی طایفه ها، قلب يا يورگ می پزند که وظيفه پختن آن را زن برادر داماد به عهده دارد و آن از وسط به دو قسمت تقسيم می شود و نصفی را به داماد و نصف ديگر را به عروس می دهند تا صرف کنند و عروس و داماد پس از صرف آن هديه ای را به زن برادر داماد می دهند.)
تُ تی / توتقی
تُ تی پرده است که حجله را به دو بخش تقسیم می کند. یک بخش مخصوص عروس و داماد است و بخش دیگر، مخصوص دو تن از ینگه های او. این دو تن در حقیقت محافظ عروس در شب زفاف هستند.
ت تی امروزه رسمی منسوخ و با وجود خانه های مجهز به انواع پرده ها، وجود خارجی ندارد. مضاف بر آن، عروس و دامادهای امروزی، در شب زفاف، خانه را خالی از اغیار می کنند و هیچ محرم یا نامحرمی را به حریم خود راه نمی دهند.
در شب زفاف داماد چند تن از دوستان نزدیک خود را به حجله راه می دهد و عرس خانم با چای و میوه و شیرینی از آنها پذیرایی می کند اما آنها حق ندارند چهره ی عروس خانم را ببینند و در نهایت، با تقدیم هدایایی، خداحافظی می کنند.
قایتارما
قایتارما مراسمی است که در آن، عروس خانم را بعد از شب زفاف به خانه ی پدری باز می گردانند. این بازگشت و اقامت در خانه ی پدری، در گذشته های دور، گاهی تا 2 سال طول می کشید. در تمام طول این مدت، زن و شوهر مخفیانه یکدیگر را ملاقات می کردند.
اما امروزه این مراسم به بوته ی فراموشی سپرده شده است و اقامت دختر در قایتارما از یک هفته تجاوز نمی کند. و گاها این مراسم انجام نمی شود.
این وبلاگ صرفا جهت شناساندن فرهنگ و سنت های ترکمن ها و همچنین آشنایی و همکاری دانشجویان ترکمن ایجاد شده است و به دنبال اهداف دیگری نیست و به هیچگونه جریان و گروه خاص دیگری تعلق ندارد. -------------------------------------------------------------------------------- tnit.ir